عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
39
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
و : . . . در هرصورت ، حضرات « 1 » خيالات بلند دارند . بيچاره خفتهاى كه بيدارى در پى او باشد ! . . . ( همان ، ص 73 ) اقتدار بىحدّ و حصر مأموران سياسى انگليس . . . نمىدانم قونسول انگليس چرا بايد هميشه پنجاه نفر سرباز رشيد افغان و سوار داشته باشد و البتّه مبلغى هم فشنگ ذخيره دارد . نمىدانم به اذن و اجازهء دولت است ؟ . . . ( همان ، ص 119 ) و نيز : . . . تمام عمارات ريشهر « 2 » و بهمنى سه ربع حق و ملك تبعهء خارجه است ، خاصّه انگليس . . . و يك ربع ، كه عمار [ ا ] ت پست و كهنه است ، ملك تبعهء ايران است . ( ص 124 ) و نيز : . . . در حقيقت ، جلگهء وسيع باصفاى ريشهر را تبعهء خارجه در تصرّف دارند و دينارى هم از بابت ماليات به ديوان نمىدهند ، بلكه زور هم مىگويند و سفارت « 3 » انگليس ، كلنل راس ، در حقيقت حكومت دارد و حكومت ايران در جنب سفرا جرأت نفس كشيدن ندارد و با احدى جرأت جواب و سؤوال ندارند كه فورا يك بستگى به سفارتى پيدا مىكنند ؛ مثلا پسرخالهء همسايهء سقّا يا رختشور يا آبكش يا دايه يا آشپز فلان نوكر سفير است ! . . . ( همان ، ص 108 ) و نيز : . . . و غالب اهل بوشهر به اسم ماستفروش و بلمچى و سقّا و غيره بستگى دارند به سفارتى ، حتّى تجّار و كسبه . . . . ( ص 109 ) اعمال نفوذ انگليسىها از يك سو و اختلافات ايرانىها از سوى ديگر . . . كار عربستان دو اشكال بزرگ بههم رسانيده : از يك طرف نفوذ انگليسىها با آن استعداد كه فرصت به ما نمىدهند و عرصه را بر ما تنگ نمودهاند . . . و از يك طرف عدم وفاق مأمورين ايران ، خواه حكومت كلّ ، خواه اجزاى او و خواه مأمورين موقّتى . ( همان ، صفحات 74 - 73 ) رخنهء انگليسىها در كشور به بهانهء تلگراف . . . انگليسها ، به بهانهء تلگراف ، عجب رخنهاى در ايران كردهاند و با رعايا و اراضى مربوط و مانوس شدهاند و حالا كه بناى استخراج معادن شد ، اينقدر بريزند در ايران
--> ( 1 ) . مراد انگليسىهاست . ( 2 ) . محلّى است نزديكى بوشهر ( 3 ) . منظور كنسول است